پنج اشتباه بازاریابی

کسب و کارها برای رشد و بقای خودشون نیاز به بازاریابی دارن تا بتونن پیام برند و ارزش کسب و کار خودشون رو به مخاطبهاشون برسونن و به اهدافی مثل فروش بیشتر و شناخته شدن برسن. یه استراتژی برندینگ موثر از تکنیکهای مختلفی تشکیل میشه و میزان تاثیر اونها رو امتحان و بررسی میکنه. بعضی از این تکنیکهای استفاده شده میتونن کارساز باشن اما به هرحال جنبههای منفی هم دارن. توی این مقاله قراره پنج اشتباه بازاریابی رایج رو با هم بررسی کنیم.
پنج اشتباه بازاریابی
1. تکرار، تکرار و تکرار!
این درسته که مهمه شما مطمئن شین پیام برندتون بلند و واضحه اما اینکه بخواین این پیام رو بارها و بارها تکرار کنین میتونه باعث خسته شدن مخاطب شه. تکرار کردن میتونه به دیده شدن بیشتر پیام شما کمک کنه مثلا تکرار اون توی تگ لاین و دعوت به اقدام (Call To Action) میتونه توی کمپین بازاریابی شما کمک کننده باشه اما قرار نیست که همیشه این تکرار کردن به روشهای مختلف، توجه مخاطب رو جلب کنه.
یادتون باشه که همیشه بهتره پیام خودتون رو واضح و دقیق منتقل کنین؛ یک بار اما خوب و موثر بگین.
2. حقیقت نصفه نیمه!
این میتونه وسوسهکننده باشه که کمی پیازداغ به بازاریابیتون اضافه کنین تا بتونین نتیجهی بهتری بگیرین چون در نهایت شما میخواین که پیامتون، کسب و کار شما رو توی بهترین حالت ممکن قرار بده. با این حال یادتون باشه که بررسی واقعیت برای مخاطب شما خیلی راحته و اگر ادعاهای شما درست و واقعی نباشه میتونه تمام اعتبار شما رو از بین ببره!
علاوه بر این، بازاریابیهای شما باید در نهایت برند رو تقویت و فروش رو افزایش بدن اما دادن وعدههای پوچ و برآورده نکردن انتظارات ایجاد شده توی مخاطب میتونه به نارضایتی مشتری منجر شه که در نهایت به کسب و کار شما آسیب جدی وارد میکنه.
همیشه سعی کنید که روی ارزش پیشنهادی منحصر به فرد خودتون تمرکز کرده و روی اون تأکید کنین.
3. حواس پرتی
ممکنه یه سری برندها به بعضی ویژگیهای بد شناخته بشن. در این مواقع اکثر کسب و کارها با استفاده از تکنیک حواس پرتی از مخاطبها میخوان که به طور کامل روی یه موضوع دیگه که ترجیحا مثبت باشه، تمرکز کنن اما جلب کردن توجه مخاطب به یه سمت دیگه از منفی بودن موضوع اصلی کم نمیکنه و در نهایت مخاطب اون رو احساس میکنه.
شما باید در زمان روبرو شدن با مشکلات و چالشها به جای پوشوندن و مخفی کردن، دنبال یه راه حل درست باشین که در نتیجه به اعتبار برندتون آسیب نزنه؛ یعنی چالشها رو به فرصت تبدیل کنید.
4. القای حس ترس
ترس یه تاکتیک بازاریابی تثبیت شده است که با ایجاد حس فوریت، کمک میکنه مخاطبهای شما روی مشکلی تمرکز کنن که راه حلش پیش شماست! اما این تاکتیک بدیهایی هم داره مثلا اینکه با انتقال بیش از اندازهی ترس به مخاطب بهش پیام «همین الان اقدام کن وگرنه قیامت میشه!» رو بدین، باعث میشه که کل حرفتون پیش اون فرد زیر سوال بره. همچنین با تمرکز روی نتایج منفی اقدام نکردن، فرصت برقراری ارتباط مثبت مخاطب با برندتون رو از دست میدین.
بهتره به جای ترس از پیامهایی استفاده کنید که باعث ایجاد حس اعتماد توی مخاطب میشن و تخصص شما رو به اونها ثابت میکنن.
5. فرافکنی
ما همیشه شاهد استفاده از این روش توی تبلیغات هستیم یعنی یه کمپین بازاریابی منفی اجرا میشه که روی نقاط ضعف رقبای خودش تمرکز میکنه. مشکل این تبلیغات از جایی شروع میشه که تمرکز و حساسیت مخاطب رو روی موضوع مورد بحث بالا میبره و اگر واقعیت نداشته باشه متاسفانه اون مشتری رو برای همیشه از دست خواهید داد! مثلا اگر محصول شما توی بازار رقابتی ارزونترین گزینه نیست پس بقیه رو گرون فروش صدا نکنید.
همیشه به این موضوع توجه کنید که باید درعین متمایز کردن خودتون از رقبا، استانداردهایی رو تعیین کنید که بتونین برآورده کردنشون رو تضمین کنید.
کلام آخر
ماهیت مارکتینگ اینه که یه پیام رو ساده کرده و به مخاطب منتقل کنه که به چه دلیل اون پیام، براشون مهمه. پس به جای استفاده از ترفندهای بازاریابی به عنوان یه راه کوتاهتر و سریعتر، روی اصالت، فرصت و قدرت برند خودتون متمرکز باشین تا یه استراتژی برندسازی شخصی با ماندگاری و موفقیت بلندمدت ایجاد کنین.